قهرمان ميرزا عين السلطنه
1036
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فوج نهاوند را به مقبل السلطنه پسر ميرآخور . به ميرآخور هم لقب يمين السلطان دادند . حكومت زرند و ساوه و ايل بغدادى و سوار بغدادى با فوج زرند ميانه است ، هنوز به كسى ندادهاند . گفتند لقب سردار افخمى را هم به آقا خان سردار اروميه كه با اردوى نظامى همراه شاه بود دادند . بهرجهت الان در خانهء صدراعظم بست نشسته كه حسابش را رسيدگى كنند . احتساب و تنظيف را هم از فخر الملك گرفته به نظم الدوله زير پليس دادند . اخبار دربارى پنجشنبه 27 - آقاى عماد السلطنه سرخجه درآوردهاند ، خيلى شديد و سخت . اين مرض مال اطفال بود . امسال شدت دارد و مردهاى كهنسال گرفتار شدهاند . در خانهء عماد السلطنه پنج شش نفر گرفتار هستند . محض تماشاى كارها و ديدن شاهزاده والى و فخر الملك امروز را بالا رفتيم . محمد حسن ميرزا هم بود . راه خيلى زياد است . دو ساعت از دسته گذشته صاحبقرانيه رسيديم . صدراعظم باغ بود . جمعى در اطاق بودند ما هم داخل شديم . صدر السلطنه نزديك من بود . خيلى صحبت كرديم . مختصر چهار ساعت صدراعظم در باغ بود . حاجى بهاء الدوله خلعت پوشيده حضور رفت . امين نظام هم امير توپخانه شده به حضور رفت . از قرارى كه گفتند انبار و اصطبل توپخانه را هم گرفتند . ساعد الدوله حاكم عراق شده ، سردارى قشون آنجا را هم گرفته . فخر الملك و نصر الملك و امين خاقان مضطرب بودند كه فوجهاى آنها هم رفته باشد . اينها مقدمات وزارت جنگ سردار اكرم است كه اين چند نفر سرجنبان را پراكنده مىكنند . پنج ساعت به غروب مانده صدراعظم بيرون آمد . ناهار دو ساعت بود چيده بودند نشستند به ناهار . اطاق كوچك ، جمعيت زياد . هر قسم بود ناهارى صرف شد . امين نظام « 1 » بالادست من بود . تهنيت گفتم . خوب آدمى است . اين دفعهء سيم است امير توپخانه شده . صدراعظم شاه است امين الدوله بعد از سيزده صفر المظفر مىرود ، با همان همراهان كه نوشتيم . شاه همانطور محصور است ، در حقيقت شاه صدراعظم است . مردم ديگرى را نمىشناسند و از ديگرى توقع ندارند . الصدراعظم ما الصدراعظم و ما ادراك الصدراعظم . ديگر احدى نيست . با هركس كه بد است كارش را گرفته . اگر برود شكايتى كند مىگويد دست من نيست شاه گرفته .
--> ( 1 ) - شامبياتى ( حاشيه )